از كردار پرسش ميشود
در جلد سوم بحارالانوار است كه از عقايد كسي در قبر سؤال كردند، همه را به خوبي جواب داد، از اعمالش پرسيدند، همه را خوب جواب داد.
تنها به او گفتند يادت هست روزي مظلومي را ديدي و به فريادش نرسيدي؟ ديدي آبرويش را ميبرند و مي توانستي كمكش كني و نكردي؟
اينجا در پاسخ درماند (از جمله واجبات اغاثه ملهوف يعني ياري كردن و فريادرسي ستمديده است) كه درموردي به وظيفه خودش عمل نكرده است.
به او گفتند: كه يكصد تازيانه ازعذاب درباره تو حكم شده، يك تازيانه به او زدند و قبرش را پر از آتش كردند...
بلي! براي ترك يك واجب اينطور ميشود.
مقصود اين است كه نگوييد كار ما درست است! برفرض كه اصول عقايدت درست باشد و با همين اعتقاد صحيح از دنيا بروي، اعمالت را چه ميكني؟
آيا ميتواني ادعا كني كه از جهت عمل لنگ نيستي؟
پيشوايان معصوم ما ناله ميكنند كه « ابكــي لســؤال منكــــر و نكيــــر فـي قبــــري »…
من و تو چه بگوئيــــم ؟؟؟!!
« رَبَّـنـَـا اغْـفـِـر لي وَ لِوالـِدَيَّ وَ لِـلْـمؤمِـنينَ يَـوْمَ يَقــوم الْـحِـسابُ »
بارالها!
روزي كه (ميزان عدل و) حساب به پا ميشود
تو در آن روز سخت بر من و والدين و همه مومنان از كرم ببخشا…
(ابراهيم / 41)
معاد
خلاصه بيانات آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب

